دکترجلاهی:تا كنون ۶۰۰ اثر هنري براي جشنواره سراسري فرهنگي هنري دانشجويان ارسال شده است

معاون فرهنگي دانشجويي دانشگاه علوم پزشكي مازندران: تا كنون ۶۰۰ اثر هنري براي جشنواره سراسري فرهنگي هنري دانشجويان ارسال شد
معاون فرهنگي دانشجويي دانشگاه علوم پزشكي مازندران در حاشيه برپايي دومين نمايشگاه آثار هنري دانشجويان اين دانشگاه گفت: تا كنون ۶۰۰ اثر هنري از دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي مازندران براي حضور در جشنواره سراسري فرهنگي هنري دانشجويان به اين نمايشگاه ارسال شد.
دكتر جلاهي با بيان اينكه همچنان آثار دانشجويان براي ما ارسال مي شودگفت: دومين نمايشگاه آثار هنري  دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي مازندران به منظور انتخاب آثار برتر براي حضور در چهارمين جشنواره فرهنگي هنري دانشجويان سراسر كشور كه در تابستان امسال در استان كرمان برگزار مي شود، برپا شده است.
وي ضمن اشاره به اينكه اين دوره از نمايشگاه در دو بخش آزاد و ويژه برپا شده، افزود: بخش آزاد شامل آثار ادبي، پژوهشي، فناوري اطلاعات، معارف اسلامي، نشريات دانشجويي و هنري، كاريكاتورو فيلم كوتاه مي باشد.
معاون فرهنگي دانشجويي دانشگاه علوم پزشكي مازندران با تاكيد بر اينكه هريك از اين بخشها خود به چند دسته تقسيم مي شوند تصريح كرد: در بخش ويژه موضوعات مرتبط با اخلاق پزشكي به نمايش گذاشته شده است.
دكتر جلاهي به استقبال دانشجويان از اين نمايشگاه اشاره كرد و گفت: بيشترين آثار ارسال شده در بخش هاي هنري و ادبي بوده است كه بعد از داروي به نفرات برتر هدايايي تعلق خواهد گرفت.
وي با بيان اينكه آثار برگزيده در اين نمايشگاه براي حضور در چهارمين جشنواره فرهنگي هنري دانشجويان سراسر كشور در كرمان ارسال خواهد شد، تصريح كرد: در اين دوره از جشنواره هر دانشجو مي تواند در بخشهاي عنوان شده حداكثر ۳ اثر ارايه دهد.
معاون فرهنگي دانشجويي دانشگاه علوم پزشكي مازندران شعار اين دوره از جشنواره را سلامت حضور از غيبت تا ظهور دانست و گفت: به دليل استقبال گسترده دانشجويان از دومين نمايشگاه آثار هنري ، اين نمايشگاه تا ۹ خرداد ماه سالجاري تمديد شد.
دكتر جلاهي با بيان اينكه جشنواره سراسري فرهنگي هنري در سال گذشته در استان گلستان برگزار شده بود خاطرنشان ساخت: در دوره قبل اين جشنواره ۳۲۴ اثر از مازندران به دبيرخانه جشنواره ارسال شد كه در نهايت دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي مازندران توانستند در ۱۰ رشته از جمله نقاشي، دكلمه خواني و...  ۱۴ مقام برتر را از آن خود كنند.
گفتني است دومين نمايشگاه آثار هنري دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي مازندران از ۷ خرداد ماه در دانشكده داروسازي مجتمع دانشگاهي پيامبر اعظم(ص)  آغاز به كار كرده و تا امروز ادامه خواهد داشت.

«« شــهــيــدي کــه نــمــاز نــمــيــخــوانــد ...! »»



تو گردان شايعه شد.


ـ نماز نمي خونه!


گفتن:


«تو که رفيق اوني، بهش تذکر بده!»


باور نکردم و گفتم:


«لابد مي خواد ريا نشه، پنهاني مي خوانه.»


وقتي دو نفري توي سنگر کمين جزيره ي مجنون، بيست و چهار ساعت نگهبان شديم


با چشم خودم ديدم که نماز نمي خواند! توي سنگر کمين، در کمينش بودم تا سر


حرف را باز کنم.


ـ تو که براي خدا مي جنگي، حيفه نيس نماز نخوني...


لبخندي و گفت:


«يادم مي دي نماز خوندن رو!»


ـ بلد نيسي!؟


ـ نه، تا حالا نخوندم!


همان وقت داخل سنگر کمين، زير آتش خمپاره ي شصت دشمن، تا جايي که خستگي


اجازه داد، نماز خواندن را يادش دادم.


توي تاريک روشناي صبح، اولين نمازش را با من خواند. دو نفر نگهبان بعد با قايق


پارويي که آمدند و جاي ما را گرفتند. سوار قايق شديم تا برگرديم. پارو زديم و هور را


شکافتيم. هنوز مسافتي دور نشده بوديم که خمپاره شصت توي آب هور خورد و پارو از


دستش افتاد. آرام که کف قايق خواباندمش، لبخند کم رنگي زد. با انگشت روي سينه اش صليب کشيد. و چشمش به آسمان يکي شد....

یک دل،دو چشم و هزاران قطره اشک

توی سلف دانشکده نشسته بودم و داشتم به خاطر بی کیفیتی غذا به زمین و زمان بد و بیراه می گفتم.فضل الله با عجله آمد و گفت محسن سایت بسته است  تورو خدا بذاراز اینترنت نشریه استفاده کنم چون امروز آخرین مهلت ثبت نام برای عمره دانشجویی است.

کلید نشریه رو بهش دادم داشت از سلف خارج می شد که صداش زدم راستی برای منم ثبت نام کن. نام پدر.... شماره شناسنامه..... کدملی.... دو سه روز از این قضیه گذشت تا اینکه برام پیامکی آمد که دانشچوی گرامی ضمن عرض تبریک به شما در قرعه کشی عمره دانشجویی انتخاب شده اید لطفا به سایت لبیک مراجعه فرمایید و ثبت نام خود را کامل کنید.

بعد از اینکه کارهای ثبت نام،گذرنامه و ...را انجام دادم به چند تا از دوستام گفتم که اسمم برای عمره در اومده ، دوستام در حالی که می خندیدن گفتن:میخوای بری اونجارو چیکار کنی؟!!!

یکی از دوستام پرسید چندروز عمره ات طول میکشه؟ گفتم 12 روز.گفت:خداوکیلی حاضری 12 روز روز عمره رو با 6 روز دبی عوض کنی؟گفتم راستش به 4 روز دبی هم راضی ام!!!کم کم داشت به موعد پرواز نزدیک می شد به فکر حلالیت طلبیدن از دوستان و آشنایان افتادم.ازهمه دوستام تو دانشگاه و خوابگاه،همه اونایی که اذیتشون کرده بودم و یا از دستم دلخور بودن حلالیت خواستم.یکی می گفت زیر ناودون طلا برام نماز بخون ، یکی می گفت اولین بار که چشمت به خونه خدا افتاد منو به یاد بیار ،اون یکی می خواست سلامشوبه خدا برسونم!

راستش حال و هوایم عوض شده بود دیگه داشتم از انتظار می مردم.حالا دیگه حاضرنبودم سفر خونه خدارو با هیچ چیز دیگه ای عوض کنم. نمی دونم کدوم مسلمونی منو تو قنوت نماز شبش دعاکرده بود یا شایدم به خاطر دعای خیر مریض ها بود که عمره نصیبم شد.

به جده رسیدیم....ساعاتی بعد.... و اینک مدینه....

یک دل دوچشم و هزاران قطره اشک

یک مدینه غربت در سینه ام نشست.صدای ناله های دردآور فاطمه(س) را می شنیدم.بوی مظلومیت حسن(ع) به گوش می رسید.

به سوی مسجدالنبی حرکت کردیم.قدم ها آهسته آهسته،لرزان لرزان ، زیر لب صلوات گویان ، مروارید اشک از چشمه چشم ها سرازیر می شد و از روی گونه هاسر می خورد و بر زمین می چکید تا به استقبال قدوم زائران نبوی برود.بعد از زیارت قبر مطهر پیامبر(ص)،کبوتر گریه دل رو کنار بقیع برد و پاها نیز بی اختیار پی دل رو گرفت.

انگار صدای فاطمه(س) طنین انداز بقیع بود.... حسن غریب مادر...

چشمانت که بر قبور ائمه بقیع می افتد غم عالم بر دلت می نشیند...قبوری خاکی و بی سایبون که دل ها رو خون کرده بود...

تا چشم برهم زدیم دیدم لباس احرام بر تن داریم و نوای لبیک لبیک اللهم لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک، زبانمان را متبرک و گوش هایمان نوارش می کند.

به مکه رسیدیم....در دلم شورو غوغایی بر پا بود...

خدایا چشمان گناهکارمن روی دیدن خانه تو را ندارد.خدایا چطور با پاهایی که مسیر گناه را طی کرده قدم در وادی امن تو بگذارم.

خدایا من از تو چیزی نمیخوام ولی جواب اونایی که التماس دعا گفتن رو چی بدم؟ خدایا اگه من گناهکارم تو  به روم نیار یا ستار العیوب...

درحالی که سرم را پایین انداخته بودم و زیر لب استغفار می کردم به سوی کعبه گام بر داشتم.تمام دوستان و آشنایان از نظرم رد می شدند،اونایی که هنگام بدرقه ام اشک می ریختن و آرزوی دیدن خانه خدا رو داشتن.کم کم حس کردم جلوی کعبه قرار گرفته ام، آهسته آهسته سرم را بالا بردم....خدایا عظمتتو شکر...

بی اختیار به سجده افتادم.خدایا من چقدر در برابر عظمت تو کوچکم و تو چقدر بزرگواری!

خدایا اگر لطفت شامل حال ما شد و مارا بخشیدی که بزرگواری ، اگرهم نبخشیدی که حکیم مطلق تویی!

خدایا اگر راهی دوزخ شدم به تمام دوزخیان خواهم گفت که من خدایم رو دوست دارم...

چاپ شده در شماره ۱۸ نشریه دیدگاه

موضوع انشاء:مدرسه خود را توصیف کنید

 

من در مـــدرسـه ی پــرســتـاری و مـــامایی نسیبه درس می خـــوانـم. مـــدرسه ی مــا در یکــی از دور افتـــاده تــرین نـقــاتِ شهـــر قــرار گرفتــه اســت. رئـــیس مدرســه ی مــا آدم خوبــی اسـت. او می گویـــد بـه مشــکلات مـا رسیـــدگی مـی کنــد. مــن مدرســـه ام را خیــلی دوست دارم امــا خانــواده ام می گویــند: «آخــه ایــنجــا هـم جــا بــود تـــو قـبول شــدی؟!». من از حــرف هایــشان نــاراحــت می شـــوم امـــا خوب کــه فـــکر می کــنم می بــیـنم، آنــغـدر ها هــم بیــراه نــمی گوینـد!

 در مـــدرسه ی مــا دخــتر و پــسر بـه هــم ســـلام نــمی کنــند، چــون می تــرسند برایــشـان حرف در بیــاید. حاج آقـــایی گفتــه بـود که بــا ایــن کــــار چیــزی بـه نــام «مـفســده» به وجــود می آیــد که چــیز خیــلی بــدی است و نبـایـد به وجــود بیایــد. امــا در مواقــع ظــروری مثـل جـذوه دادن و ایـــنهـا دختـــر و پـسر اشکالــی نــدارد، ســلام کـنند.

درمدرسه ما همه از صبح انتظارمیکشند تا وقت نهارشود تا بتوانند دلی از عزا دربیاورند.غذاهای مدرسه ی ما خیلی خوشمزه است من همیشه چندتا ژتون اضافه میخرم تا بتوانم غذای بیشتری بخورم.آقای خرم دل خیلی مهربان است و به من ژتون های بیشتری را می دهد من آقای خرم دل را دوست دارم.

در مــدرسـه ی مــا استــاد همــه کــاره اسـت. یعنــی همــه ی کــارها بـه دست اوســت. چــند تــرم پیـش یک اســتاد داشـتیم که  هــر کسی کـه ازش متــنفر بــود را می انـــداخت و بچــه ها جــرئت اعتــراز نـــداشتنـد. بچــه ها می گفتــند او «اُقــده ای» است و در زمـــان دانـشجویی اش مشکــلات روحـی و عـاتـفــی داشتــه. دلــم برایــش می سوخت. خـــدا کنـــد هــر چه زود تـــر حـالـش بهـــتـر شود.

 

 ســال دیگــر غــرار است به یک مدرســه ی دیگــر نقــل مکــان کنیــم امــا دوستـــانم می گوینــد: «بــه مــا چــه؟ مــا کــه می خواهیــم زود فــارق التحصیـــل شویــم و از ایـن جهــنم درّه فــرار کنیــم.» در مــدرسـه ی مــا بحــس 30 یــا 30 ممــنوع اسـت و هـر کس از ایـــن جـور بحــس ها بکنــد بـه هــراست می رود. هـراسـت جای بــدی اسـت. من نــرفتـم ولی چیــز های خـوبی از آنجــا نشـنیدم. دوستــم که رفتــه بـود می گفــت در آنجــا چـــوب می کنــند ....! (فکــر بـد نکنیــد!) لای چرختون !!! مـن خیــلی ترسیــدم. لطفـــاً شـما هم ایـن قصمــت آخــر انشــاء را نشــنیده بگیــرید.

 

نتـیجــه گیــری: من مــدرسه ام را دوست دارم و از ایــن که تمــام مسعــولیــن مهـربانـش ایــنگونــه دست در دست هم دادنــد تــا مــن بــرای آیـنده ی کشــورم مفیــد باشــم خیـــلی خوشحــالم!

چاپ شده در شماره ۱۸ نشریه دیدگاه

ضرب المثل های پرستاری (طنز)

با آنژیوکت آنژیوکت گفتن سرم وصل نمیشه نمیشه.

پنبه الکل دزد بتادین دزد می شود.

پرستارتو بخش نمی رفت ترالی به دمش می بست.

هرکه شیفتش بیش ، آفش بیشتر.

آنژیوکت بزرگ نشانه رگ نگرفتنه.

لوله تراشه تو ترالی اورژانس و ما گرد بخش می گردیم.

با یه آنژیوکت نمیشه دوتا رگ گرفت.

گهی ست به سرم و گهی سرم به ست.

بیمار نمیر بهار میاد،دگزا متازون با ویال میاد.

ست پانسمان بازه،حیای بیمار کجاست.

NGT خالته،گاواژ کنی پاته ، لاواژ کنی پاته.

تب بیمار که بالا میره،سرپرستار ابوعطا می خونه

از هول همراه بیمار افتاد تو سطل زرد.

نخوردیم مورفین یا که کورتون ولی دیدم دست مردم.

نرمال سالین نطلبیده مراده.

سرش بوی بتادین میده.

یه سرسوزن به خودت بزن ،یه سوند فولی به بیمار.

رگ از خودت نیست ، گارو که از خودته.

ضرب المثل های پرستاری طنز

سرپرستار که دوتا شد،بیمار یا برادی کارد میشه یا تاکی کارد.

نابرده درد ،خون گرفته نمی شود.

اگردیدی پرستاری ب تختش تکیه کرده بدان مریضش توشوک رفته سکته کرده

سطل زرد برادر سیفتی باکسه

پرستار به پرستار میگه تزریقات چی

ترامادولی که به پرستار رواست به بیمار حرام است.

شوخی شوخی با سوند فولی مریض هم شوخی.

پرستاردستش به مترون نمی رسه میگه پیف پیف.

بادعای سرپرستار بخش خلوت نمیشه.

پرونده ی گم شده باز آید به استیشن غم مخور.

تو بخش بی سرپرستار خدماتی هم آمپول می کشه.

رگی که فلبیت نشده عوض نمی کنن.

برانکاردسواری دولا دولا نمیشه.

رینگر لاکتات نخورده ، دهن سوخته

هرچقدر پول بدی آنتی بیوتیک میخوری.

نابرده ترالی،CPR میسر نمی شود ، مزد آن گرفت جان پرستار که TeamWork کار کرد

کارهرکس نیست بخیه دوختن، سوزن تیز می خواد و نرس کهن.

بیمارما ازبچگی رگ نداشت.

راندمابه سر رسید مریضه به قرصش نرسید.

یه هپارین لاک هم از بخش بیاری غنیمته.

سرسوزن سرنگ خودشو نیدل استیک نمیکنه.

با یه ترخیصی بخش خلوت نمیشه.

لنگه دستکشی در بیمارستان نعمته.

رگ بیمار که پاره شد چه یک سانت چه صد سانت.

قلبش یاد ECG کرده.

مریض تا expire شود ، دل همراهش آب شود.

محسن نظامی قلعه نوئی

چاپ شده در شماره ۱۸ نشریه دیدگاه

معرفی کتاب  

بانك تست طبقه بندي شده كارشناسي ارشد

پرستاري مراقبت هاي ويژه

CCU

ICU (تنفس – جراحي قلب – اعصاب)

دياليز

(با پاسخ كاملا تشريحي و نكات كليدي در پايان هر بخش)

تاليف و گردآوري :

مهدي محمودي

دانشجوي كارشناسي ارشد پرستاري مراقبت هاي ويژه دانشکده پرستاری و مامایی نسیبه ساری

شمعانه محمدي

عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد بابل

این کتاب حاوی سوالات طبقه بندی شده پرستاری مراقبت ها ویژه می باشد که درپنج بخش CCU ، ICU(تنفس،جراحی قلب و اعصاب) و دیالیز تدوین شده است.

در این کتاب سعی شده است به هر سوال پاسخ کاملا تشحریحی براساس منابع اعلام شده از سوی وزارت بهداشت داده شود.

درپایان هربخش نیز نکات کلیدی همان بخش آورده شده است.این کتاب قابل استفاده برای تمامی گروه های شرکت کننده در کنکور ارشد پرستاری (ویژه،داخلی جراحی،سالمندی و NICU)می باشد.امید است که با مطالعه این کتاب درکنکورکارشناسی ارشد پرستاری موفق شوید.

چاپ شده در شماره ۱۸ نشریه دیدگاه

اعترافهای تکان دهنده طنز;):D


اعتراف می کنم یه بار از مسیری پیاده داشتم می رفتم خونه دوستم، رسیدم سر کوچشون دیدم ورود ممنوعه. رفتم از یه چهارراه بالاتر دور زدم از سر کوچشون وارد شدم!
اعتراف میکنم نصفه شبی وسط کویر چادر زدیم بهم گفت به آسمون نگاه کن ببین چی می بینی؟ گفتم یه آسمون ستاره گفت خوب یعنی چی؟ من که نمیخواستم کم بیارم گفتم از چه جهتی؟ فلسفی، نجوم یا علمی؟ گفت احمق جان چادرمون و دزدیدن!!!!

اعتراف یكی از دوستان:مامان بزرگ خدا بیامرز ما تو 95 سالگی فوت کرد .صبح روزی که مامان بزرگم فوت کرده بود همه دور جنازش نشسته بودیم و همه داشتن گریه میکردن.. جمعیتم زیاد بود ... منو داداشمم تو بغل هم داشتیم گریه میکردیم .... اشک فراوون بود و خلاصه جو گریه بود ... یهو دختر خالم که تازه رسیده بود اومد تو حیاط و با جدیت داد کشید : مامان بزرگ زود رفتی ... یهو کل خونه رفت رو هوا ...حالا خندمون قطع نمیشد
لطفا به ادامه ی مطالب رجوع بفرمایید...ایشا... مشروط شی اگه رجوع نکنی:D
ادامه نوشته

یاد ایامی...

حدودا دو ماه می گذرد...

یادش بخیر...

تمام دغدغه مان این بود که در کنار دوستان و همکلاسی هایمان خوش باشیم...

شروع روزمان با شوخی بود پایانش نیز آنچنان...

یادش بخیر...

یاد روزهایی که زود گذشت...

روزهایی که فکر می کردیم تمامی ندارد...

یادش بخیر....

اما حال فقط ما ماندیم و آن همه خاطره...

تلخ و شیرین...

کاش می شد به گذشته بازگشت...

ای کاش!!!

زیبایی ...

دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد وبه کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد ویاد حرف پدرش افتاد"اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم هایت رابفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم"

دخترک به کفش هانگاه کرد و با خود گفت:یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه تا...و بعد شانه هایش رابالا انداخت و راه افتاد و گفت: نه... خدا نکنه...اصلآ کفش نمیخوام

 

عیدتون مبارک

هفت سین...

غمـگـیـنـم !

همــاننـد ِ مـــادری کـه


کــودک ِ بیـــمارش بـا لبخــند بـه او می گـویـد :


امســال


سین ِ هــشتم ِ سفــره ی مــا


ســرطان ِ مـن اسـت !!!


رتبه های اول ایران در دنیا

۱- بيشترين توليد پسته
2- بيشترين توليد خاويار
3- بيشترين توليد خانواده توت
4- بيشترين توليد زعفران (80% کل توليد جهانی-تربت حیدریه)
5- بيشترين توليد زرشک
6- بيشترين توليدميوه آلويي (از قبيل شفت وگيلاس وغيره )
7- بالاترين دمای ثبت شده روی سطح زمين (70.7 درجه سانتيگرد در کوير لوت)
8- بيشترين تلفات انسانی در سرما و کولاک برفی (4000 نفر در کولاک سال 1350
کشته شدند، ميزان بارش برف 8 متر در 5 روز)
9- بزرگترين واردکننده گندم
10- بيشترين فرار مغز ها
11- بيشترين نسبت زن به مرد در مدارس و دانشگاه ها (1.23 زن در مقابل هر مرد)
12- بالاترين ميزان تشعشات زمينی، با شدت سالانه 260 ميلی سيورت در رامسر
(مقايسه= يک عکس راديوگرام سينه 0.05 ميلی سيورت، ميدانهای اطراف چرنوبيل 25
ميلی سيورت)
13- بيشترين تعداد زمينلرزه های بزرگ (بالای 5.5 ریشتر)
14- دقيقترين تقويم دنيا (تقويم جلالی)
15- بيشترين مصرف ترياک و هرويين (امريکا بيشترين مصرف كوكايين را دارد)
16- بيشترين تعداد تغيير پايتخت در طول تاريخ (تهران سي و دومين پايتخت
ايرانست)
17- کهنترين کشور دنيا (تاسيس شده در 3200 سال قبل از ميلاد مسيح)
18- ميزبان بزرگترين جميعت مهاجر جهان (اکثرا عراقی و افغانی)
19- بزرگترين توليد کننده فيروزه
20- بزرگترين منابع روی در جهان
21- بزرگترين توليد کننده و صادر کننده فرش های دست بافت (75% کل توليد جهانی)
22- بيشترين شتاب پيشرفت توليد علم و تکنولوژی در جهان (340000% رشد در طول 37
سال 1349-1387، شتاب رشدی يازده برابر متوسط جهان در سال 1388, رشد سالانه
کنونی 25.7%)
23- بزرگترين سيستم بانکی اسلامی (کل سرمايه 236 ميليارد دلار)
24- بالاترين ميزان وابستگی به انرژی (بيشترين اتلاف انرژی در جهان)
25- بزرگترين منابع انرژی هيدروکربن (گاز و نفت با هم، با ارزش 14000 ميليارد
دلار بر حسب قيمت جهانی 75 دلار هر بشکه نفت)
26- بالاترين تناسب ذخاير به توليد برای نفت در جهان(با ميزان توليد کنونی
ايران معادل 89 سال ذخاير نفتی دارد)
27- ارزانترين پايتخت جهان (طبق تحقيق شبکه خبری سي ان ان تهران ارزانترين
پايتخت جهانست)
28- بزرگترين فوران چاه نفت در تاريخ (نشت چاه نفتی قم در سال 1335 سه ماه ادمه
داشت با فوران روزی 125000 بشکه نفت، ارتفاع فوران 52 متر، مقايسه با نشت نفتی
خليج مکسيکو با خروج سه ماه 53000 بشکه در روز)
29- بالاترين آلودگی ديوکسيد گوگرد در هوای شهری
30- قديميترين منبع مصنوعی يا ساختگی آبی جهان با قدمت 2700 سال (قنات گناد
آباد هنوز هم آب 40000 نفر را فراهم ميکند)
31- بزرگترين مجموعه جواهرات در جهان (جوهرات شاهی ايران در موزه بانک مرکزی
ايران بزرگترين گنجينه جوهرات جهانست)
32- کهنترين امپراتوری جهان (هخامنشيان اولين ابرقدرت تاريخ بودند و در اوج
قدرت بر 44% کل جميعت جهان حکومت ميکردند که اين بالاترين درصد جميعت تحت يک
دولت در تاريخ هم هست)
33- بيشترين تعداد تلفات در جنگ شيميايی (100000 کشته و 100000 زخمی در جنگ با
صدام، ايران همچنين دومين بيشترين تلفات تاريخ را بر اثر سلاح های کشتار دست
جمعی بعد از ژاپن دارد)
34- بيشترين تعداد و تناسب شيعه گان در جهان (89% جميعت ايران)
35- بالاترين رشد مصرف گاز طبیعی
36- بيشترين رشد تعداد خودروهای گازسوز
*
منبع:
Source One <http://en.wikipedia.org/wiki/International_rankings_of_Iran>
Source Two<http://en.wikipedia.org/wiki/Agriculture_in_Iran#Production_and_consumption>
Source Three<http://en.wikipedia.org/wiki/Science_and_technology_in_Iran#International

اختلال خواب منحصر به فرد یک مرد ۷۴ ساله چینی!!!!

شرایط باور نکردنی یک  مرد چینی  ۷۴ ساله که برای ۶ ماه از سال  بیدار و برای شش ماه از سال در خواب است  پزشکان را متعجب و متحیر کرده است .  
 

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  خانواده “لی ژیمینگ”  ( Zhiming  )  مجبورند در تمامی دورانی که این پیرمرد ۷۴ ساله در خواب است از وی نگهداری کنند.
آنها می گویند مجبورند هنگامی که وی خواب است او را بنشانند و به وی سوپ گرم بخورانند.
آنها همچنین مجبور به استفاده از پوشک برای وی هستند.
عروس این بیمار عجیب و غریب می گوید: زمانی که وی خواب است، گویی در کما فرو رفته.
وی افزود: اصلا نمی توانیم این بیمار را از خواب بیدار کنیم، اگر قاشق سوپ را در دهان وی قرار دهیم ، بصورت خودکار محتوای آن را می بلعد، اما واکنش دیگری از خود نشان نمی دهد.
به گفته عروس این مرد، زمانی که این بیمار ۷۴ ساله بیدار می شود شش ماه نمی خوابد و مجبور می شود برای سرگرم کرد خود به پرسه زدن شبانه در خیابانها و تماشای تلویزیون پناه ببرد
.

درد بی درمان دختر 18 ساله شوشتری

تابناک: سخن از جراحی است و هزینه‌هایی که از عهده هر کسی ساخته نیست. «رویا» ی هجده ساله برای رهایی از درد باید به تیغ جراحان سپرده شود؛ اما نه برای آن دست عمل‌هایی که خیلی از هم سن و سالانش به دنبالش هستند. دختری که بیماری عجیبش، کاری با او کرده که می‌خواهد دیده نشود؛ حتی به قیمت خانه‌نشینی تمام وقت!

وقتی صحبت از ناراحتی‌های پوستی می‌شود، بسیاری از ما نگران می‌شویم و انواع صابون‌ها و کرم‌ها را به همدیگر توصیه می‌کنیم؛ سفارشی که اگر درباره صورت باشد، چه بسا حاضر به ریسک رد کردن آن نباشیم که مبادا به ظاهرمان خللی وارد شود. اینجاست که روزی چند بار به سراغ آینه می‌رویم تا اوضاع و احوال صورتمان را رصد کنیم و مبادا با یک لک، زخم، تبخال و... در انظار حضور پیدا کنیم و خدای نکرده، غرورمان جریحه‌دار شود.



چندین نفر واسطه شده‌اند تا گزارشی در مورد این دختر بیمار تهیه کنیم؛ از دوستان همکار رسانه‌ای تا اهالی محل و خادمین مسجد. به محضی که می‌فهمند برای چه تماس گرفته‌ایم، حاضرند همه گونه همکاری داشته باشند. اشتیاقی که شاید از لحن رویا سرچشمه گرفته باشد؛ ‌‌‌ همان زمانی که تهیه گزارش روزنه‌های امید را در دلش پر سو‌تر می‌کند و مشتاقانه می‌پرسد: «چه زمانی دوباره زنگ می‌زنید تا کمکم کنید؟» اینجاست که بند دلمان پاره می‌شود که مبادا در انتقال خواسته این جوان سرد و گرم کشیده به مسئولان ناموفق باشیم!

اما دختری هست که به شدت از آینه گریزان و از دیده شدن بیزار است. دختر هجده ساله شوشتری که تنها شش ماه اول زندگی‌اش به آرامش گذشته و از آن به بعد، سمت چپ صورتش را گوشت اضافه فرا گرفته است و اکنون کار به جایی رسیده که از سنگینی نگاه مردم می‌ترسد. می‌ترسد که به جرم ناکرده، زیر ذره‌بینی قرار بگیرد که سزاوارش نیست؛ واکنش‌هایی که با دیدن تصاویر هم می‌شود حدس زد و بیشتر جز تلخی چیزی نیست؛ خیلی‌هایمان طاقت دیدن نداریم.

از‌‌‌ همان آغاز بروز نشانه‌های بیماری، پدر و مادر رویا که نگران سلامت فرزند بودند، احتمال می‌دادند که در آینده‌ای نزدیک این عارضه برطرف می‌شود و بهبود می‌یابد، ولی رویا با گذر زمان خوب نشد و این زمان بود که بد‌ترین رنج‌ها را با خود برای او با تشدید بیماری به ارمغان آورد.

رویا می‌گوید: آدم از خانه ماندن افسرده می‌شود. دوست دارم بیرون بروم. مگر من دل ندارم؟ بیرون رفتن من تا سوپر سر کوچه است که مجبورم صورتم را در برخورد با آدم‌ها بپوشانم. هم سن و سالان من در این سن دیپلم گرفته‌اند، در حالی که من هنوز سوم راهنمایی هستم. آرزو دارم عمل کنم و خوب بشوم. درس بخوانم و به دانشگاه بروم. مهندس بشوم، ورزش کنم اما...!

هرچه او بزرگ‌تر می‌شد، گوشت‌های اضافه صورتش نیز برجسته‌تر می‌شد؛ بار اضافه‌ای که به دست و پای رویا نیز سرایت کرد و موجب شد تا پدر کارگر، قید مزد روزانه را بزند و با اندک پس انداز موجود، رویای کوچکش را برای درمان به اهواز ببرد.



پزشکان امید بسیاری نداشتند و با جراحی موافق نبودند، ولی پدر هر آنچه داشت، دختر کوچکی بود که نگرانی آینده‌اش بود و این گونه بود که انگشت دختر را به تیغ جراحان سپردند و نتیجه خوبی هم داشت؛ نتیجه‌ای خوشحال کننده که البته موقت بود و زمان زیادی پایدار نماند؛ نه نتیجه و نه عمر پدر زحمتکش؛ با سکته‌ای در سن ۳۷ سالگی.

سربالایی زندگی با شیب تند

رشد عجیب گوشت‌های صورت رویا سلامتی او را تحت تأثیر قرار داده است. پلک‌های چشمش به طرز عجیبی کشیده شده و دندان‌هایش نیز به خاطر آویزان بودن صورتش به شدت درد می‌کنند. حتی یک بار نیز تا آستانه مرگ رفته و در هنگام خواب حالت خفگی به او دست داده است، اما می‌گوید: باز خدا را شکر می‌کنم؛ اگر فلج یا قطع نخاعی بودم، چه می‌کردم؟

رویای پدر، بیمار ماند و روزگار سختی برای مادر تنها رقم خورد. اینجا بود که خاله‌اش به کمک می‌آید و سرپرستی برادر و خواهر کوچک‌تر رویا را می‌پذیرد و دختر بیمار و مادرش به یک اتاق پناه می‌برند؛ اتاقی محقر که از توصیف بی‌نیاز است.

حالا نبود پدر به دهه رسیده است و با گذشت زمان، شمار روزهایی که دخترک پا از اتاقش بیرون گذاشته، به مرور کمتر و کمتر می‌شود، تا جایی که نزدیک به یک سال است‌‌‌ همان حضور انگشت شمار در مدرسه را هم به صفر رسانده و از ترس طعنه‌های مردم، ترک تحصیل کرده است؛ انگار که اتاقش را به همه جا ترجیح می‌دهد؛ اتاق خالی‌اش را!

رویا به خبرنگار ما می‌گوید: کمیته امداد خیلی به ما کمک کرده، ولی اگر این کمک بزرگ را هم انجام دهد، دیگر خیلی خیلی از آن‌ها ممنون می‌شویم. وقتی می‌پرسیم که سراغ دیگر مسئولان و نهاد‌ها رفته‌اند، می‌گوید: نه، کجا باید می‌رفته‌ایم؟ و ادامه می‌دهد: برای عمل باید به تهران بروم و گفته‌اند که هزینه عملم هفت میلیون می‌شود. و مادرش اضافه می‌کند: برای بهبودی دخترم نذر و نیاز زیاد کرده‌ام. بزرگ‌ترین نذرم این است که دخترم خوب شود و با هم به پابوس امام رضا برویم...



مادر و دختری که چندین سال است، با اندک مقرری کمیته امداد روزگار می‌گذرانند و‌‌گاه اهالی محل هم به یاریشان می‌رسند و همین اندازه را هم از خدا شاکرند، ولی یک آرزوی بزرگ هم دارند. حالا رویا خانوم به سن مناسب برای جراحی رسیده و این عمل می‌تواند دوای درد این همه سال‌هایش باشد.

اما سختی این مادر و فرزند گویا پایان ندارد؛ اجاره نشینی، فقر، هزینه‌های آب و برق و... نای زیادی برای ناله کردن هم باقی نگذاشته و به ظاهر با درخواست وام آن‌ها هم مخالفت شده است. گویا بر پایه قوانین موجود (و یا به بهانه قوانین موجود)، این جراحی در دسته عمل‌های زیبایی طبقه بندی می‌شود و فعلا سنگ‌ها به پای لنگ می‌خورند.

افتخار آفرینی اساتید دانشکده پرستاری و مامایی نسیبه ساری

پذیرفته شدن سرکارخانم یعقوبی در مقطع دکترای رشته سلامت در فوریت ها و بلایا،سرکار خانم ایلالی در رشته سالمندشناسی و سرکارخانم مدانلو در رشته پرستاری را به همه اساتید،کارکنان و دانشجویان دانشکده پرستاری و مامایی نسیبه تبریک می گوییم.

با آرزوی موفقیت روز افزون برای این عزیزانیعقوبی ایلالی مدانلو

این روزها که میگذرد شادم....... شادم که میگذرد این روزها

هیسسسسسسسسسسسس

داریم درس میخونیما!!

چه خبره سالنو گذاشتی رو سرت!!

دوستان عزیز نمیشه انقد این جملاتو واسه ما تکرار نکنین. بذار دو کلمه حرف بزنیم دلمون پوسید به خدا. امتحانا یه طرف این حرکات  شما یه طرف!! وقتی سرتونو از رو کتاب برمیداری قیافه تون دقیقا این شکلیه

ای بابا بالاخره داریم از دست این روزا و این جمله ها خلاص میشم! وقتی این ایام نفس گیر امتحانا تموم شه. از بس درس خوندیم  چشامون کم سو شده  در حسرت یه خواب خوش داریم میمیریم.   واسه خلاصی از زیر بار اینهمه فشار داریم لحظه شماری میکنیم کلی جاهای نرفته کلی فیلم ندیده کلی تفریحات نکرده کلی خوابای بی خواب شده!!

صبح تا شب درس بخون. شب تا صبح بازم درس بخون. دوباره صبح تا شب بشین دست به دامان خدا شو که کمکت کنه  اونوقت همینکه نشستی سر جلسه و سوالا رو دیدی ....  

 

کاش میشد از روشهای دیگری استفاده کرد

در آخر(!!!!) ازتون میخوام طاقت بیارین یه کم دیگه تحمل کنین. فقط چند روز مونده! به امید روزی که کارنامه مونو به دست راستمون بدن

(اگه چیزی از سر و ته این پست دستتون نیومد خیلی تعجب نکنین و به گیرنده هاتون دست نزنین اشکال از فرستنده ست!!)

 

آیا انیشتن بعدی یک جوان ایرانی است؟!




دانشمند جوان ایرانی، با تصدی بر کرسی استادی دانشگاه پرینستون- جایگاهی که پس از انیشتین در اختیار فرد دیگری قرار داده نشد- دنیا را با این سوال مواجه کرده است که آیا انیشتین بعدی، یک ایرانی خواهد بود؟

به گزارش تکناز نیما ارکانی حامد در حال حاضر استاد دانشگاه هاروارد و دارای کرسی استادی در دانشگاه پرینستون است. این کرسی از سال 1933 تا 1955 در انحصار آلبرت انیشتن بوده است.

 

پس از اعلام نظریه عملکرد جهان ارکانی، از او دعوت شده که در طرح تونل شتاب دهنده سوئیس (LHC) که با هزینه بالغ بر 5 میلیارد دلار ساخته شده، رهبری آزمایش ها را بر عهده داشته باشد. ایران ناز، تلاش نظریه ابر ریسمان که اخیرا اعلام شده، در این است که توضیح دهد ذرات، کوچکترین ماده تشکیل دهنده مواد نیستند بلکه حلقه های مرتعشی که ریسمان نامیده می شوند، کوچکترین بخش به حساب می آیند.
دکتر ارکانی با تکمیل این نظریه عقیده دارد که این ریسمان ها در 11 بعد در حال ارتعاش هستند که ما فقط 3 بعد از آن را می توانیم مشاهده کنیم، وجود بعد دیگری هم به نام بعد زمان به اثبات رسیده و تا به امروز در مورد 7 بعد دیگر توضیح کاملی ارائه نشده است.


ارکانی به همراه دو فیزیک دان دیگر به نام های دیموپلوس (Dimopoulos) و والی(Dvali) در مورد این ابعاد نظریه ای ارائه کرده اند که می گوید این ابعاد بزرگتر از آن چیزی هستند که تاکنون تصور می شود و از آن جایی که تنها نیروی گرانش بر آنها اثر می گذارد، قابل دیدن نیستند.

تئوری دکتر ارکانی که به همراه دو فیزیکدان دیگر معرفی شده به عنوان مدل ADD، (Arkani-Dvali-Dimopoulos) شناخته می شود. اکنون ارکانی و همکارانش امیدوارند بتوانند به کمک شتاب دهنده هاردن (LHC) مدل خود را اثبات کنند. اثبات این نظریه می تواند تحول بسیار بزرگی در فیزیک ذرات به وجود بیاورد

دریای بسیار عجیبی که در قرآن آمده+ عکس

در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توانید در سجیه دید، این شمالی ترین شهر دانمارکیهاست، جایی که دریای بالتیک و دریای شمال بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این راستا بوجود می آید.

دریای بسیار عجیبی که در قرآن آمده+ عکس

و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.

سورة مبارکه الرحمن

مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (۱۹) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (۲۰) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (۲۱) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (۲۲)

۱۹٫ دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.۲۰٫ اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.۲۱٫ پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار می کنید؟ ۲۲٫ از آن دو، مروارید و مرجان خارج می ‏شود.

سوره مبارکه فرقان آیه ۵۳:

« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»

و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد.

تست بارداری HCGدر ادرار

آیا تست بارداری قابل اعتماد است؟
این تست‌ها با اندازه‌گیری میزان نوعی هورمون‌ بارداری تا 99 درصد می‌توانند نشان دهند خانمی باردار است یا خیر.

 

آمار نشان می‌دهد بیش از 2 میلیون تست بارداری در داروخانه‌ها به فروش می‌رسد....
 با توجه به كیفیتی كه این تست دارد، می‌توان آن را از روز اول عقب‌كرد پریود یا 3 روز قبل از آن استفاده كرد و جواب گرفت اما آیا می‌دانید این تست‌ها دقیقا چطور عمل می‌كنند و مناسب چه افرادی هستند؟

تست‌ها چطور كار می‌كنند؟
این تست‌ها می‌توانند وجود یك هورمون خاص بارداری به نام b-HCG را در ادرار تشخیص دهند. این هورمون در ابتدا توسط تخمك و سپس جفت ترشح می‌شود و وجود آن در ادرار نشانه بارداری است. به عبارت دیگر، این هورمون توسط سلول‌هایی كه در آینده جفت را تشكیل می‌دهند به محض اینكه رویان در جداره رحم جا گرفت، ترشح می‌شود.

این هورمون در زنان غیرباردار وجود ندارد و 8 روز بعد از لقاح وجود آن قابل‌تشخیص است. میزان هورمون HCG هر 2 تا 3 روز دو برابر می‌شود و در هفته 12 بارداری به حداكثر خود یعنی به 7 می‌رسد. بعد از آن شروع به كاهش می‌كند و به دلیل همین پایین آمدن است كه حالت تهوع در 3 ماهه نخست بارداری كم‌كم متوقف می‌شود. با این حال حتی بعد از این مدت هم به كمك یك آزمایش خون یا ‌آزمایش ادرار می‌توان وجود آن را در خون تشخیص داد. وقتی تست بارداری را در ادرار قرار می‌دهید رنگ تست تغییر می‌كند و بر اساس دستورالعملی كه روی بسته درج شده، می‌توانید بفهمید تغییر رنگ نوار به چه معنی است. در صورتی كه به درستی از تست استفاده كنید و تستی كه تهیه كرده‌اید مربوط به كمپانی معتبری باشد، تا 99 درصد جواب آن صحیح است.

در صورتی كه جواب تستی مثبت بود به یقین شما باردار هستید اما اگر جواب منفی بود ممكن است باردار نباشید یا اینكه پیش از موقع از تست استفاده كرده باشید پس بهتر است مدتی بعد دوباره آزمایش را تكرار كنید.
ادامه نوشته

کسب مقام برتر دانشگاه علوم پزشکی مازندران در نخستین جشنواره حاکمیت بالینی

در نخستین جشنواره کشوری حاکمیت بالینی دانشگاه علوم پزشکی مازندران ، مقام برتر را کسب کرد.
در نخستین جشنواره حاکمیت بالینی که با حضور وزیر بهداشت ، درمان وآموزش پزشکی برگزار شد از دکتر محمد مهدی ناصحی رئیس دانشگاه علوم پزشکی مازندران تقدیر شد.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی مازندران در این جشنواره مرکز آموزشی درمانی بوعلی سینا ساری و بیمارستان امام علی (ع) آمل مقام برتر را کسب کرده و مورد تقدیر وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی قرار گرفتند .
در تقدیر نامه ای که به همراه لوح سپاس به رئیس دانشگاه علوم پزشکی مازندران اهداء شد آمده است : تامین حمایت و ارتقای سلامت افراد در گستره ایران اسلامی از طریق ارائه خدمات بهداشتی ودرمانی مطلوب از اهداف عالی نظام و از زمره مسئولیت های شرعی ، اخلاقی وقانونی تک تک اجزای تشکیل دهنده بدنه نظام درمان کشور در راستای ایجاد جامعه ای سالم وپویا به شمار می رود که در این برهه از زمان با ، استقرار از نظام حاکمیت بالینی به عنوان چارچوب ارتقای مستمر کیفیت میسر می گردد.
 
همزمان با برگزاری نخستین جشنواره کشوری حاکمیت بالینی ضمن ارج نهادن به تلاش جمعی وارزنده تمامی ایثارگران عرصه سلامت بدین وسیله از فعالیتها وتلاشهای جمعی وگرانمایه آن دانشگاه که به منظور استقرار و نهادینه نمودن تفکر ارتقای مستمر کیفیت انجام شده است ، تشکر وقدردانی می شود. امید است همواره در خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران موفق وموید باشید.